تبليغاتX
مسیحیان شمال
این وبلاگ تقدیم می شود به همه دوستانیکه در شمال زیبای ایران بزرگ به مسیح ایمان دارند.

آیا یحیای تعمید دهنده همان الیاس است؟

مسیحیت ادعا می کند که الیاس موعود در کلام اشعیا همان یحیای تعمید دهنده است ولی در نگاهی به انجیل متی و انجیل یوحنا این سوال مطرح می شود که:

آیا یحیای تعمید دهنده همان الیاس است؟

انجیل متی از قول عیسی می گوید که یحیی همان الیاس (ایلیا) است:

متی11 : 10 زیرا همان است آنكه دربارة او مكتوب است: ” اینك من رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد.“ 11 هرآینه به شما میگویم كه از اولاد زنان بزرگتری از یحیی تعمیددهنده برنخاست لیكن كوچكتر در ملكوت آسمان از وی بزرگتر است. 12 و از ایام یحیی تعمیددهنده تا الآن ملكوت آسمان مجبور میشود و جباران آنرا به زور می‌ربایند. 13 زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیی اخبار می‌نمودند. 14 و اگر خواهید قبول كنید همان است الیاس كه باید بیاید. 15 هر كه گوش شنوا دارد بشنود.

اما خود یحیای تعمید دهنده الیاس بودن خود را نفی می کند:

19 و این است شهادت یحیی در وقتی كه یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال كنند كه تو كیستی 20 كه معترف شد و انكار ننمود بلكه اقرار كرد كه من مسیح نیستم. 21 آنگاه از او سؤال كردند: “پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟” گفت: “نیستم.”

“آیا تو آن نبی هستی؟” جواب داد كه “نی.” 22 آنگاه بدو گفتند: “پس كیستی تا به آن كسانی كه ما را فرستادند جواب بریم؟ دربارة خود چه میگویی؟” 23 گفت: “من صدای ندا كننده‌ای در بیابانم كه راه یَهُوَه را راست كنید چنانكه اشعیا نبی گفت.”

بالاخره بایستی بنابر گفته متی یحیی را الیاس بدانیم یا بنابر گفته یوحنا یحیی الیاس موعود نیست؟

اگر یحیی همان موعود اشعیا نباشد پس موعود اشعیا چه کسی خواهد بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:45  توسط ماهان سپهری  | 

مسیحیت مدعی است که زمین به سبب گناه آدم و حوا ملعون گشته(پیدایش 3 : 17پس بسبب تو زمین ملعون شد.)و با نقشه خود خدا ین لعن از بین خواهد رفت و به اصطلاح زمین و آسمان جدید را بعد از بازگشت مسیح مطرح می کنند ولی مطالعه کتاب مقدس روشن می کند که زمین توسط نوح (که در اسلام یکی از بزرگترین پیامبران و دارای مقام عصمت می باشد)تسلی می یابد.                                                     

پیدایش 5 : 28 و لَمك صد و هشتاد و دو سال بزیست و پسری آورد. 29 و وی را نوح نام نهاده گفت: “این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دستهای ما از زمینی كه یَهُوَه آنرا ملعون كرد.” (ترجمه قدیم)                     در ترجمه تفسیری نیز اینچنین آمده:لمک گفت: این پسر ما را از کار سخت زراعت که در اثر لعنت خداوند بر زمین ، دامنگیر ما شده ، آسوده خواهد کرد. پس اسم او را نوح یعنی آسودگی گذاشت.                                         

بنابر این آیه زمین با تولد نوح از لعن نجات یافت و دیگر نیازی به آمدن کسی یا نقشه نجات دیگری نمی باشد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:52  توسط ماهان سپهری  | 

مناظره امام رضا(ع) با دانشمند يهودي و مسيحي و مستندات آن
 
در كتاب مقدس
ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:52  توسط ماهان سپهری  | 

فضیلت­های امام مهدی در مقایسه با حضرت عیسی  (ع)
 
پاسخ فشرده:
حضرت مهدی در مقایسه با حضرت عیسی دارای ویژگی­های اختصاصی و منحصر به فرد زیر است:
1.     در عصر کنونی، حضرت مهدی است که حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است.
 
2.     حضرت مهدی به لحاظ نسبی، ذریه برترین پیامبر خدا، و فرزند فاطمه، برترین زنان عالم، است.
 
3.     برخورداری از علم راسخ به کاملترین وحی آسمانی و علم به 72 وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا مختص به حضرت مهدی است.
 
4.     حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان است و حضرت عیسی علیه­السلام به شیوه­های گوناگون در خدمت اهداف حجت ابن الحسن است.
 
5.     عدالت جهانی به دست حضرت مهدی است که جامۀ تحقق می­پوشد و در نتیجه رضایت جهانیان و رفاه اقتصادی پدید می­آید.
 
6.     این حضرت مهدی است که توحید حقیقی و آموزه­های عملی وحیانی را در سطح جهان گسترش می­دهد و بشریت را عملا در مسیر دین الاهی قرار می­دهد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:50  توسط ماهان سپهری  | 

یهود کشی در قرون وسطی
در کتاب جنگهای صلیبی از دیدگاه شرقیان و تاریخ جنگهای صلیبی نوشته استیون رانسیمان آمده است که چطور مردم مسیحی و یهودی و مسلمان اورشلیم (بیت المقدس) قتل عام شدند و آنانکه نجات یافته بودند به لشکر مسلمانان پناه برده و در جنگ علیه مهاجمان شرکت کردند.
در کتاب جنگهای صلیبی تیموتی لوی بیئل آمده:
تنها عده ای معدود(از لشکر صلیبیون) از مریدان و راهبها ، شوالیه یا نجیب زاده بودند ...گردهمایی آنها بیش از آنکه به گردهمایی سپاه به نظر آید ، تجمع خیل اوباش به نظر می رسید و بعضا اوباشی شدیدا سرکش....آنها در صدها شهر و روستای اروپایی در جستجوی یهودیان برآمدند .... یهودیان را به بخش کوچکی از شهر می راندند و آنجا را به آتش می کشیدند.هزاران مرد و زن و کودک کشته شدند.
قابل توجه اینکه این لشکر مسیحی  مسلمانان را دشمن درجه یک مسیح و یهودیان را دشمن درجه دو می پنداشتند و هرکجا مسلمان یا یهودی ای را می یافتند از دم تیغ می گذراندند و کسانی هم که با آنها رابطه دوستی داشتند نیز گرفتار می شدند
یکی دیگر از دلایل اتهامات یهودیان زخم زدن به نان مقدس بود نظريه آيين قرباني مقدس براي يهوديان مصيبت بزرگي شد. گرچه ميبايست مسيحيان اعتقاد داشته باشند كه كشيش هنگام انجام دادن مراسم ديني قرص نان را تبديل به جسم و خون مسيح ميسازد، اما برخي از مسيحيان مانند، لالردها، نسبت به اين امر مشكوك بودند. رواج داستانهايي، راجع به نان مقدس و خون آمدن از آن، بر اثر زخم كارد يا خراش نوك سنجاق، موجب تحكيم اين اعتقاد ميشد; و چه كسي جرئت ميكرد به چنين عمل مهيبي دست بزند، مگر يك نفر يهودي. دراواخر قرون وسطي، شايعات راجع به خون آمدن از نان مقدس رواج فراوان يافته بود. در بسياري موارد، چنانكه به سال 1338 در نويبورگ (نزديك پاساو) و به سال 1369 در بروكسل اتفاق افتاد، اين شايعات منجربه كشتار جمعي يهوديان و سوزاندن خانه‌هاشان ميشد. در بروكسل به ياد بود خون آمدن از نان مقدس در سال 1369، نمازخانه اي در كليساي جامع سن گودول بر پا ساختند تا هر ساله، ضمن مراسمي، وقوع آن معجزه را جشن بگيرند; و همين مراسم بود كه بعدا به صورت جشن كرمس فلاندريها در آمد. در نويبورگ، يكي از خدام كليسا اعتراف كرد كه نان تقديس نشده اي را به خون آغشته و در گوشهاي از كليسا پنهان كرده بود، وسپس يهوديان را به كارد زدن بر آن متهم ساخته بود. تاریخ تمدن جلد 6 ص 860
منبع
نویسنده: قاسم باصری حسن کهل
کارشناس مسیحیت
gasembaseri@yahoo.com
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:49  توسط ماهان سپهری  | 

مصنف واقعى اسفار پنجگانه / باروخ اسپينوزا ؛ عليرضا آل بويه
نظرات او درباره كتاب مقدس:
. موسى نمى تواند نويسنده مقدمه سفر تثنيه باشد، چرا كه او هرگز از اردن عبور نكرده است[2]

2. همه كتاب موسى از آغاز تا انجام گرداگرد يك مذبح نوشته شده بود (سفر تثنيه 27:1 ـ 9،[4])

 

3. در سفر تثنيه (31:9) اين عبارت آمده است: «و موسى اين تورات را نوشته» كلماتى كه نمى توان به موسى نسبت داد بلكه بايد از نويسنده ديگرى باشد كه اعمال و نوشته هاى موسى را حكايت مى كند.

 

4. در سفر پيدايش (12:6)، مورخ (راوى) بعد از نقل سير و سفر ابراهيم در سرزمين كنعان، مى افزايد: «و در آن وقت كنعانيان در آن زمين بودند»; بنابراين، او به وضوح، زمانى را كه ]اين قسمت را[ مى نوشته، مستثنا كرده است. لذا اين قسمت بايد بعد از رحلت موسى نوشته شده باشد، يعنى زمانى كه كنعانيان از اين زمين اخراج شده و ديگر مالك آن نبودند.

 

5. در سفر پيدايش (22:14) كوه موريا «كوه خدا» نامگذارى شده است، نامى كه بعد از ساختن معبد بزرگ به آن داده شده است; انتخاب اين كوه بعد از موسى بوده است; زيرا موسى به هيچ مكانى كه خدا انتخاب نموده باشد، اشاره نكرده، بلكه او خبر داده است كه خداوند در آينده مكانى را انتخاب مى كند كه نام او بر آن اطلاق شود.

 

6. نهايتاً ذكر مى كند كه در سفر تثنيه (3:11) در قسمت مربوط به عوج ملك باشان، اين جملات جالب توجه است:

«زيرا كه عوج ملك باشان از بقيه رفائيان تنها باقى مانده بود. اينك تخت خواب او تخت آهنين است. آيا آن در رَبَت بنى عمّون نيست و طولش نُه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى مى باشد».

اين افزوده، به وضوح هرچه تمامتر نشان مى دهد كه نويسنده آن مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زيسته است.

همه مقاله را در ادامه بخوانيد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:49  توسط ماهان سپهری  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

اختلاف اناجیل در اتفاقات زمان مصلوب شدن مسیح

بعد از مصلوب شدن عيسي به روايت انجیل متی اتفاقات بسيار هولناكي افتاد مثل زمين لرزه و پاره شدن پرده هيكل و شكافته شدن سنگها و گشاده شدن قبرها و زنده شدن مردگان و ....

متی این اتفاقات را چنین گزرش می دهد:

27/50 عیسی باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود. 51 كه ناگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید.52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقد‌ّسین كه آرامیده بودند برخاستند 53 و بعد از برخاستن وی از قبور برآمده به شهر مقد‌ّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.

اما وقتی به سراغ انجیل مرقس می رویم می بینیم که او جز پاره شدن پرده هیکل چیز دیگری را گزارش نمی دهد. او چنین گزارش می دهد:

15/ 37 پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد. 38 آنگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد.                                                                            

با توجه به اینکه انجیل مرقس قبل از انجیل متی توشته شده و یکی از منابعی که متی در نوشتن انجیلش از آن استفاده کرده همین انجیل مرقس بوده است وقایع هولناکی که در متی آمده و عدم گزارشش در انجیل مرقس این نکته را می رساند که متی در نوشتن انجیلش از منبع دیگری غیر از مرقس استفاده کرده که کتاب مقدس شناسان آن منبع را  Qنام نهاده اند. مسئله دیگری که در این میان مطرح است این است که با توجه به تقدم مرقس بر متی چرا او این وقایع هولناک را نیاورده است؟

آیا مرقس منبع Q را معتبر نمی دانسته؟

آیا مرقس از این منبع اطلاع نداشته است؟

وقتی انجیل لوقا را مطالعه می کنیم می بینیم که لوقا بر خلاف مرقس و متی گزارش داده است که پرده قبل از مرگ عیسی پاره شده است او اینچنین گزارش می دهد:

لوقا23: 45 و خورشید تاریك گشت و پردة قدس از میان بشكافت. 46 و عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ای پدر به دستهای تو روح خود را می‌سپارم.” اینرا بگفت و جان را تسلیم نمود.

شگفتر اینکه یوحنا هیچ ذکری از این اتفاقات را مطرح نکرده است.

در جمع بندی کلی به این نتیجه می رسیم که از میان این چهار انجیل فقط متی و مرقس در پاره شدن پرده اتفاق نظر دارند و لوقا بر خلاف مرقس و متی پاره شدن را قبل از مرگ عیسی گزارش داده و یوحنا نیز چیزی ذکر نکرده است.

سول دیگری که در اینجا پیش می آید این است که لوقا با استناد به چه سندی پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی گزارش داده است و چرا با اناجیل مرقس و متی مخالفت کرده است؟

آیا عجيب نيست كه اين وقايع بسيار مهم را فقط متي ديده باشد و مرقس تنها پاره شدن پرده هيكل را ديده باشد و لوقا بر خلاف متی و مرقس پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی دیده باشد و یوحنا هيچ نديده باشد؟

با توجه به اینکه اولین انجیل نوشته شده مرقس است آیا سخنان او معتبر است ؟ یا متی که منبع Q  را دیده است ؟ و یا لوقا که متاخر از این دو انجیل است سخن راست را نوشته  است ؟و یا یو حنا که جوانترین انجیل است و بخاطر اینکه اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده ننوشته؟

بنابر اینکه قرآن مجید مصلوب و مقتول شدن عیسی را نفی کرده و فرد مصلوب نیز بنابر اعتقاد مسلمانان فردی شبیه به عیسی بوده و نه خود عیسی ، پس طبیعی است که در مرگ یک انسان معمولی اتفاقات خاصی نیفتد. و شاید یوحنا به این خاطر وقایعی را که متی آورده را ذکر نکرده چون اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده اند.

آيا اين موضوع نيز با توجيه اختلاف زاويه ديد حل مي شود كه به ادعای مسیحیان ، نويسندگان اناجيل هركدام از زاويه اي وقايع را ديده اند و ننوشتن اين اتفاقات  یا بر خلاف هم نوشتن جزئی از این اتفاقات به خاطر اختلاف زاويه ديد  نویسندگان اناجیل بوده است؟

منبع: وبلاگی برای خودم

نویسنده: قاسم باصری حسن کهل

کارشناس مسیحیت

gasembaseri@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:42  توسط ماهان سپهری  | 

كشف نسخه‌ی 2000ساله از انجیل بارناباس


منبع خبر:  www.ibna.ir

 

انجیلی كه رسالت حضرت محمد (ص) ختمی مرتبت را بشارت داده بود در قبرس كشف و ضبط شد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه بوگون تركیه، پلیس بخش ترك نشین جزیره قبرس در تاریخ 29 ژانویه گذشته طی عملیاتی كه در یك پایانه مسافربری اتوبوس انجام داد موفق به كشف و ضبط انجیل بارناباس(برنابا) شد. در این عملیات یك نسخه انجیل بارناباس در میان لوازم دو تن از شهروندان تركیه به دست آمد.

كمیسیون ارزیابی و بررسی آثار باستانی بخش ترك نشین جزیره قبرس اعلام كرد كه این انجیل متعلق به دو هزار سال پیش بوده و ارزش فعلی آن رقمی بالغ بر دو میلیون لیره ترك معادل بیش از 1.5 میلیون دلار است.
پلیس بخش ترك‌نشین جزیره قبرس علاوه بر دو شخص مذكور چند تن دیگر را نیز در رابطه با این كتاب بازداشت كرده است.

انجیل بارناباس یكی از بحث انگیزترین انجیل‌های جهان مسیحیت است. در این انجیل كه بنا به روایتی تنها انجیل نوشته شده در زمان حضرت عیسی (ع) بوده و به «انجیل پنجم» نیز شهرت دارد، آمده است كه حضرت مسیح فرزند خدا نبوده و تنها یك پیامبر است.
گفته می‌شود این انجیل همچنین بعثت حضرت محمد (ص) خاتم الانبیاء را نیز بشارت داده است.
از سوی دیگر منابع انگلیسی زبان نیز گزارش‌های متنوع و گاه متضادی را درباره این رویداد خبری مخابره كرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از این منابع، این انجیل به زبان سریانی روی پوست گوساله نوشته شده و جلدی طلاكوب دارد.
طبق گزارشی كه خبرگزاری رویترز ارائه كرده، متخصصان معتقدند كه قدمت این انجیل به 2000 سال پیش می‌رسد.
پیتر ویلیامز استاد دانشگاه كمبریج در این باره گفته است كه این انجیل كم‌تر از 1000 سال قدمت دارد، اما دیگر متخصصان این نظریه را نمی‌پذیرند و معتقدند كه این انجیل دو برابر این زمان قدمت دارد.
جی.اف. كوكلی استاد دانشگاه كمبریج نیز درباره قدمت این انجیل نظریات متفاوتی را بیان می‌كند.
وی معتقد است: نوشتاری كه به زبان سریانی در بخشی از این انجیل نوشته شده، گونه‌ای از این زبان است كه تا قبل از قرن 15 میلادی وجود نداشته است. از سوی دیگر، طبق عكسی كه من دیدم، اگر اشتباه نكنم كلمات به زبان سریانی نوین (modern Syriac) نیز در این نسخه دست‌نویس، نوشته شده بودند؛ زبانی كه تا نیمه قرن نوزدهم با آن كتابت نمی‌شده است.
سریانی از مشتقات زبان آرامی است كه در روزگاری زبان غالب بسیاری از نقاط خاورمیانه و آسیای مركزی بوده است. بسیاری از كارشناسان زبان تكلم عیسی مسیح (ع) را این زبان دانسته‌اند. امروز زبان سریانی زبان بخشی از مسیحیان ساكن سوریه و همچنین زبان كلیسای ارتدكس سیریان در هند است.

به نقل از : سایت حوزه دات نت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:41  توسط ماهان سپهری  | 

 
**